برای نادر و سیمین
جمعه 28 بهمن1390

فیلم جدایی نادر و سیمین از معدود فیلم های سینمایی تولید داخل کشور است که توانسته موجی از جریان فرهنگی و سیاسی را بر دوش خود حمل کند، غرض از اشاره به موج سیاسی این است که این فیلم با آنکه در ظاهر به مباحث و مسائل اجتماعی و فرهنگی می پردازد اما در بطن و در لایه های نه چندان پنهان خود یک فیلمِ سیاسی است. البته در اینجا قصد یادآوری حواشی و سیاست بازی های ناشی از رقابتی کردن این فیلم با اخراجی ها 3 در زمان اکران در داخل کشور و دنباله های آن تا به امروز را نداریم؛ هرچند که آن ماجرا نیز ناگفته ها و ناشنیده های بسیاری دارد که لازم است در جای خود بدان پرداخته شود.
این فیلم علاوه بر لایه های سیاسی و اجتماعی آشکار، یک لایهی فلسفی قابل توجه نیز در خود نهفته دارد، این لایه ی فلسفی به مثابه پارادایم حاکم بر فیلم، روح عناصر موثر بر مخاطب را در خود ذوب می کند و این همان عامل توجه جامعهی سینمایی بین اللمل به فیلم جدایی نادر از سیمین است، که به آن اشاره خواهد شد.
فیلم جدایی نادر و سیمین که در خارج به یک جدایی (A Separation) معروف شده است، در داخل کشور از دو زاویه دید غالب، مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. شاید شکل گیری این دو زاویه به همان روزهای آغازین اکران فیلم و همان سیاسی بازیهایِ تجاری که گفته شد بازگردد اما آنچه مسلم است عمدتا نگاههای منتقدانِ این فیلم به صورت سیاه و سفید است. برخی آن را یک شاهکار بی نظیر و نقطه عطف در فیلم سازی ایران می دانند و عده ای هم «یک جدایی» را جدایی کامل اصغر فرهادی از فرهنگ و ملت و میهن خویش معنا می کنند. در یک تضاد آشکار برخی درون مایهی آن را حقیقت و برخی دیگر درون مایه ی آن را دروغ معنا کرده اند.
فرهادی در این ملودرامِ سیاسی - اجتماعی، به دقت روی تضاد طبقاتی گسترده در ایران انگشت گذاشته، چیزی که از آن به فرق میان مرفهین و مردم عادی تعبیر می شود. با اینکه ظاهراً سیاست جایی در تصویر ندارد، تمام داستان بر پایه جدایی زوجی از طبقه متوسط بنا شده چرا که زن قصه، سیمین (لیلا حاتمی) به دنبال آینده ای بهتر برای دخترش ترمه (سارینا فرهادی) می خواهد به خارج سفر کند. اما ممکن است این دلیل اصلی جدایی نباشد! (1)
اصغر فرهادی در سیاسی کردن فیلمش حتی از جزئی ترین عناصر هم بهره می گیرد، اما برای نیل به این هدف مخاطب را مستقیما درگیر سیاست نمی کند.
برای مثال در صحنه ای از فیلم که سیمین (شخصیت ناراضی و فرنگی مآب) در حال جمع کردن وسایل شخصی اش است، به نادر (شخصیت محافظه کار و به ظاهر مذهبی) می گوید «من این (سی دی) شجریان رو می برم. نادر می گوید: هرکدام را که خواستی ببر... ، سیمین در پاسخ می گوید: نه! فقط همین یکی!». با کمی دقت می توان به نمونه های فراوانی از این دست کنایه ها در فیلم اشاره کرد. این کنایه های زیرکانه به ظاهر فیلم رنگ و بویی سیاست زده نمی دهند، اما بدون شک فیلم را در یک تِم سیاسی پیش می برند.
این فیلم فضاهای ساکت و بی روح و افسرده کننده ای دارد، که به خاطر رابطه ی رو به جدایی روندهی نادر و سیمین به نوعی نشان دهنده روابط بین شخصیت های فیلم است(2) در این فیلم همه ی چهره های اخلاقی بر خلاف اخلاقیات، دروغ می گویند.
اما سیاسی بودن «یک جدایی» پایان ماجرا نیست، درلایه های درونی این فیلم به مخاطب اینطور القا می شود که هیچکس گناهکار نیست، حق با همه است و عمیق تر که بنگیریم در این فیلم هیچ حقی وجود ندارد! فرهادی در این فیلم یک نسبی گرایی عمیق و آراسته به جذابیت های یک ملودرام اجتماعی را با تکنیک های به عاریت گرفته شده از سینمای هالیوودی به نمایش می گذارد.
بر خلاف کسانی که سیاه نمایی های موجود در فیلم نسبت به جامعه ی ایرانی را عامل اصلی تشویق های غرب به این فیلم می دانند. نگارنده معتقد است علت اصلی توجه غرب و سیاست گزاران دنیای هالیوود به این فیلم نگاه نسبی گرایانه به همه چیز است. این نگاه منبعث از گذار جامعه ی غرب از مدرنسیم به عصر پسا مدرن می باشد که در عرصه های مختلف زندگی انسان غربی اعم از موسیقی، ادبیات، سینما، و حتی علم تاثیرات چشمگیری داشته است، نگاه نسبی گرایانه موجود در فیلم ویرانگر تمام اعتقادات و اخلاقیات است. با این نگاه هیچ چیز مطلق و قابل دفاع نیست، شخصیت های فیلم سیاه و سفید نیستند و هر کس بخشی از حق و حقیقت را در اختیار دارد. شالودهی یک جدایی؛ نه اختلافات زناشویی خانوادهی ایرانی، نه تضادهای های طبقاتی موجود در ایران و نه کاستیهای فرهنگی و اخلاقی بلکه نسبیت و حق معلق است.
آنتونی لین در نیویورکر اینگونه می نویسد: «جدايي نادر از سيمين به هيچ کدام از شخصيتهايش رحم نميکند، اما به دنبال آن نيست که آنها را محکوم کند. اين فيلم پرترهاي دموکراتيک از جهاني مذهبي است.» (3) و این «پرترهي دموکراتيک از جهاني مذهبي» مد نظر لین، همان است که در غرب پایهی اعتقادات و اخلاقیات را ویران کرده است. این فیلم که در ام القرای جهان اسلام و با حمایت مجموعه های فرهنگی آن تولید شده است جوایز زیر را از نظام سینمایی بین الملل دریافت کرده است:
1- جشنواره بینالمللی فیلم برلین: برنده خرس طلای بهترین فیلم، خرس نقره بهترین بازیگر مرد و خرس نقره بهترین بازیگر زن
2- جشنواره بینالمللی فیلم دوربان: برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه
3- جشنواره فیلم پولا: برنده جایزه بهترین فیلم
4- جشنواره فیلم سیدنی: برنده جایزه بهترین فیلم
5- جشنواره بینالمللی فیلم ایروان: برنده زردآلوی طلایی بهترین فیلم
6- جشنواره بینالمللی فیلم فوکوئوکا: برنده جایزه بهترین فیلم
7- جشنواره فیلم مستقل بریتانیایی: برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
8- جشنواره جهانی فیلم چهار بیبیسی: برنده جایزه بهترین فیلم
9- جشنواره فیلم آسیا پاسیفیک: برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه
10- حلقه منتقدان نیویورک: برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
11- هیئت ملی بررسی فیلمهای سینمایی آمریکا: برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
12- جشنواره فیلم بینالمللی هند: برنده جایزه بهترین کارگردان
13- جشنواره فیلم ابوظبی: برنده جایزه بهترین کارگردان
14- جشنواره منتقدان فیلم ونکوور: برنده جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
15- گلدن گلوب: برنده جایزه بهترین فیلم خارجی زبان
16- انجمن منتقدان فیلم دوبلین: بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
17- انجمن منتقدان فیلم شمال تگزاس: بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
18- جامعه منتقدان فیلم کانزاس سیتی: برنده جایزه بهترین فیلم خارجی
19- شتر طلایی جشنواره جیپور: برنده جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر زن
20- و در نهایت اسکار
این لیست طولانی شاید برخی را خوشحال کند از آن جهت که یک فیلم ایرانی توانسته در مجامع بین اللملی اینطور مورد توجه و تحسین قرار بگیرد، اما برای آنها که ماهیت سینما را به خوبی می شناسند روشن است که علت توجه ای در این قواره از سوی نظام سینمایی بین الملل به یک فیلم قطعا به دلیل نزدیک بودن شاخصه های فکری و نه صرفا تکنیکی آن فیلم به اصول و ملاک های فکری سینمای غرب که تجلی آن در هالیوود است، می باشد.
برای فهم درستی یا نادرستی مقوله های اینچنینی کلام حضرت امام راحل بزرگوار سراج است که فرمودند:«هرگاه ديديد دشمنان از شما تعريف کردند معلوم ميشود عيبي در کار است».(4) این شاخص برای هر زمان و هر موضوع قابل استفاده است و در این مورد خاص نیز به درستی مصداق پیدا می کند.

البته از اصغر فرهادی انتظاری غیر این نیست، او در رؤیاهای خود آنچه را امروز بدان رسیده است تصور می کرده، بنابراین نباید تعجب کرد که برای رسیدن به این جایگاه طبق شاخص های غرب عمل نکند و فیلم نسازد. اما آنچه مایه ی تعجب است و باید در آن تأمل کرد، آن است که این فیلم علاوه بر اینکه در جشنوارههای سینمایی بین المللی توانسته است تحسین داوران را به خود جلب کند، در جشنوارهی دولتی نظام اسلامی هم مورد تقدیر و تحسین واقع شده است. A Separation در جشنواره ی دولتی فیلم فجر سال 1389 برنده ی بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین صدابرداری و بهترین فیلمبرداری شد. دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و زن هم به بازیگران این فیلم تعلق گرفت.
حال سوالاتی در ذهن ها پرسه خواهند زد، این جوایز با کدام شاخصه، ملاک و سنجه به این فیلم تعلق گرفته است؟ و آیا ملاکهای جشنواره فیلم فجر و جشنواره های سینمایی بین المللی یکسان است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، دیگر هیچ کس حق ندارد به امثال فرهادی بگوید که چرا اینطور فیلم ساخته است؟ چراکه هر ساله در جشنواره فیلم فجر الگو ها و نمونه های فیلم سازی در ایران به سایر اهالی سینما معرفی شده و غیر مستقیم به آنها فهانده می شود که این نمونه ها مورد تایید هستند، پس شما هم اینگونه باشید!
اندرو اُههیر منتقد غربی، در ارتباط با این موضوع اینگونه می نویسد: «جدايي نادر از سيمين تصويري واضح از تنش و نفاق و اختلافات خانوادگي جامعه ايران را نشان ميدهد. تا آنجا که من از آن مطلع هستم، این موارد از چشم مقامات ايراني هم پنهان نمانده و عده ای واکنش های تندی نیز بدان نشان داده اند اما با تمامی این احوالات، جایگاه فعلی این فیلم نشان می دهد که مقامات ایران واقعاً دوست نداشتند كه فرهادي سركوب شود.»(5)
این فیلم قبل از اینکه مراحل ساختش تمام شود جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره آسیا پاسفیک دریافت کرد و به بخش اصلی مسابقه برلین راه پیدا کرد. اما چرا مسئولین فرهنگی ما از خود نپرسیدند که به چه دلایلی چنین جوایزی به این فیلم تعلق گرفته است؟
حضرت امام راحل بزرگوار در همان ابتدای امر، تکلیف را مشخص و حجت را بر مسئولین فرهنگی تمام کردند: « ما با سينما مخالف نيستيم، ما با مركز فحشا مخالفيم ... سينما يكى از مظاهر تمدن است كه بايد در خدمت اين مردم، در خدمت تربيت اين مردم باشد؛ و شما مى دانيد كه جوان هاى ما را اينها به تباهى كشيده اند.»(6) و این می بایست سرلوحه ی عمل مدیران سینمایی کشور قرار گیرد، فحشا در کلام امام نه فقط بی بند و باری های اخلاقی موجود در سینمای آن دوره، بلکه به تمامی اصول و شئون غربی و غیر اسلامی موجود در فرهنگ سینما اتلاق می شد، اما امروز آنچه در حال روی دادن است چیزی جز نزدیک تر شدن فرهنگ سینمایی کشور به ملاک های غربی نیست.
برای تولید یک اثر هنری طراز انقلاب اسلامی باید به هنر متعالی روی آورد.«تنها هنرى مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدى (صلى اللَّه عليه و آله و سلم)، اسلام ائمه هدى (عليهم السلام)، اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگانِ تاريخِ تلخ و شرم آور محروميتها باشد. هنرى زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه دارى مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگى، اسلام مرفهين بى درد، و در يك كلمه اسلام امريكايى باشد.»(7)
مدیریت سینمای کشور نیاز به تحول اساسی دارد، باید شاخصه های سینمای متعالی، انقلابی و اسلامی استخراج و احصاء شوند و در اختیار سینماگران متعهد قرار بگیرند. باید منابع به صورت هدفمند در اختیار سینمای اسلامی و انقلابی قرار بگیرد، در غیر این صورت باید همه ساله شاهد جدایی هایی از جنس یک جدایی باشیم.

پی نوشت:
1- نقد بررسی فیلم یک جدایی، منتقد لی مارشال، انتشار در هالیوود ریپورتر
2- نقد بررسی فیلم جدایی نادر از سیمین، منتقد: موحد منتقم
3- نقد بررسی فیلم یک جدایی، منتقد آنتونی لین، انتشار در نیویورکر، ترجمه و انتشار در روزنامه فرهیختگان شماره 745
4- صحيفه امام، جلد 17، ص 250
5- نقد بررسی فیلم یک جدایی، منتقد: Andrew O'Hehir ، ترجمه : سعيد هوشنگی
6- صحيفه امام، جلد 6، صفحه 15
7- صحيفه امام، جلد 21، صفحه 146
همین مطلب در: ندای انقلاب ، جام نیوز
لینک های مرتبط:
1- بيانات امام خامنه ای در ديدار جمعى از كارگردانان سينما و تلويزيون
2- بیانات امام خامنه ای در دیدار هنرمندان و دستاندركاران صداوسیما
• واژههای کلیدی: جدایی نادر از سیمین،یک جدایی،شاخص،جایزه های بین المللی،فیلم فجر،اسکار،A Separation



















